اخبار کانادا – خبر کانادا

صفحه اصلی > اخبار روز و اخبار کانادا : نوزادی که در مسیر بیمارستان، داخل تاکسی در کلگری به دنیا آمد

نوزادی که در مسیر بیمارستان، داخل تاکسی در کلگری به دنیا آمد

«دو نفر سوار شدند و سه نفر پیاده شدند»: تولد نوزاد در جریان یک مسیر پرهیجان با تاکسی در کلگری

راننده تاکسی شرکت Checker، «هاردیپ سینگ تور»، هرگز تصور نمی‌کرد وقتی یکشنبه گذشته در کلگری مسافری سوار می‌کند، نوزادی در صندلی عقب خودروی او به دنیا بیاید. اما دقیقاً همین اتفاق افتاد.

او در ساعات اولیه بامداد، در حالی که جاده‌ها به دلیل هوای بد لغزنده بود، رانندگی می‌کرد؛ در همان حال، مسافرش از درد لگد به صندلی عقب می‌زد و فریاد می‌کشید. تور در دلش دعا می‌کرد که چراغ‌ها یکی‌یکی سبز شوند.

این اصلاً چیزی نبود که این راننده تاکسی انتظارش را داشت؛ وقتی کمی بعد از نیمه‌شب آن یکشنبه تماس کاری را در کلگری قبول کرد.

وقتی به محل رسید اما…

«یک خانم باردار بود و همراهش کمک می‌کرد سوار تاکسی شود. او درد داشت.»
تور این را در گفت‌وگو با CTV گفت.

«گفتند وضعیت اورژانسی است و باید به بیمارستان بروند.»

او ادامه داد:
«اولین فکری که به ذهنم رسید این بود که باید آمبولانس خبر کنم… اما با دیدن وضعیت هوا، فکر کردم شاید تصمیم درستی نباشد.»

«زبان بدنش به من می‌گفت وقت ندارد… تصمیم گرفتم خودم رانندگی کنم.»

با توجه به شرایط بیرون از تاکسی و محموله ارزشمندی که داخل آن بود، تور با احتیاط و آرام رانندگی کرد. رسیدن به مرکز درمانی Peter Lougheed حدود نیم ساعت طول کشید.

به گفته او، این طولانی‌ترین ۳۰ دقیقه عمرش بود؛ هر لحظه که می‌گذشت، وضعیت پشت سرش بحرانی‌تر می‌شد.

در آن ساعت و آن هوا، ترافیک چندانی نبود، اما چراغ‌های قرمز هم چندان به شانس خوب اهمیت نمی‌دادند.

تور گفت:
«هر بار که به چراغ قرمز می‌رسیدم، می‌ترسیدم.»

«در چنین شرایطی، جان یک انسان در خطر است.»

جایی حوالی McKnight Boulevard شمال‌شرق، شاید فقط سه بلوک مانده به بیمارستان، نوزاد در صندلی عقب تاکسی به دنیا آمد.

لگد زدن متوقف شد.
فریادها هم قطع شد.
نه صدایی از مادر می‌آمد و نه از نوزاد.

تور که خودش دو فرزند دارد، گفت:
«ترسیده بودم.»

بعد، صدای گریه نوزاد تازه‌متولدشده را شنید.

«با خودم گفتم: خب، همه‌چیز درست می‌شود.»
تور گفت.

«توقف نکردم… فقط فکر می‌کردم باید هرچه زودتر آن‌ها را به بیمارستان برسانم تا تحت مراقبت پزشکی قرار بگیرند.»

او افزود:
«باید مطمئن می‌شدم سالم تحویلشان می‌دهم.»

بالاخره تاکسی زرد و مشکی که ناخواسته نقش آمبولانس را بازی می‌کرد، به مرکز درمانی Peter Lougheed رسید.

تور گفت:
«وقتی رسیدم و دیدم کارکنان با عجله به سمت ماشین می‌دوند، پیاده شدم و اجازه دادم هر کاری لازم است انجام دهند.»

«به من گفتند حال مادر و نوزاد خوب است.»

این تماس، آخرین سرویس کاری تور در آن شیفت بود و او بدش نمی‌آید اگر دیگر هرگز تجربه‌ای شبیه به این نداشته باشد.

با این حال، خوشحال است که این مسیر را رفت و خوشحال‌تر از اینکه پایانش خوب بوده است.

او که چهار سال است راننده تاکسی است، گفت:
«این اولین تجربه من بود که دو نفر سوار شدند و سه نفر پیاده شدند.»

«یک لحظه تکرارنشدنی در زندگی است و واقعاً به آن افتخار می‌کنم.»

منبع خبر

دیدگاهتان را بنویسید